درباره

Overflow در دنیای کامپیوتر یعنی سرریز شدن. وقتی سعی می‌شود مقداری بیش از ظرفیت یک ظرف، در آن قرار بگیرد، سرریز رخ می‌دهد. Underflow متضاد آن است. وقتی از تمام ظرفیت یک چیز برای انجام عملیاتی استفاده نشود، وضعیت، وضعیت underflow است. وقتی عدد ۱۰ را در یک متغییر دو بایتی (۲ به توان (۲*۸)) که توانایی ذخیره عددی تا سقف ۶۵۵۳۶ را دارد ذخیره می‌کنیم، underflow داریم، یا وقتی که پردازشگر کامپیوتر آماده انجام دستورات است اما معطل کندی هارددیسک می‌شود، باز هم underflow داریم.
به ازای underflow معنای فارسی خوبی پیدا نکردم. حدس می‌زنم جزء آن کلمه‌های جدیدی باشد که از فرنگ آمده و ما هنوز با ترجمه‌اش طنزی درست نکرده‌ایم. استادی می‌گفت “برای حرف زدن به زبان علم روز در فارسی کلمه کم داریم، چون ما نشسته‌ایم و چیزی نساخته‌ایم تا احساس نیاز کنیم که زبانمان باید کلمات جدیدی بزاید. همان‌ها که در حال اکتشاف هستند، اسم اکتشافاتشان را هم تولید می‌کنند. چون overflow سرریز است، به underflow پاریز بگوییم؟ یا کم عمق؟ یا کف ریز؟ بهتر است همان underflow بگوییم یا یک دوستی پیشنهاد خوبی بدهد.

ما هر روز در استفاده از کامپیوترهای اطرافمان underflow داریم. مثلاً موبایل ۳ میلیونی ما که در یک سال اخیر فقط از قابلیت تماس، پیامک و دوربین آن استفاده کرده‌ایم و یک سال دیگر تعویضش خواهیم کرد.
اما underflow ی مهم، چیز دیگریست.

به مرور زمان با آمدن نرم افزارهای جدید -یا شاید حربه‌های تجاری جدید- احتمالاً ما مجبور می‌شویم از تمام توانایی و ظرفیت کامپیوترهایمان استفاده کنیم، به طوری که دیگر جوابگو نباشند و مدل جدیدشان را بخریم، اما underflow ی «منِ» ما را چه می‌شود؟
موضوع underflow ی روح است.
آیا ظرف روح ما محدود به همین‌های ایست که در آن ریخته‌ایم یا روح ما در یک وضعیت underflow ی نزدیک به ۰ به سر می‌برد؟ پهنای باند پورت‌های ورودی روح ما در حد اینترنت دایال آپ است یا فیبر نوری؟ پردازشگری روح ما در حد نسل اول پردازنده‌هاست یا قدرتمندترینشان؟ اصلاً آیا روح سرریز می‌شود؟
به جای گشت و گذار در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و یکسره تماشا و سرگرمی، چه قدر کتاب می‌خوانم و چه قدر فکر می‌کنم؟ آیا نگران underflow ی زندگی‌ام هستم؟

در این وبلاگ با ظرفیت‌های دست نخورده ذهنم کار دارم. چیزهایی که می‌نویسم در سه گروه تجربه‌های نرم افزاری، کارآفرینی و نوشته‌های شخصی هستند. تجربه های نرم افزاری را چون توسعه دهنده هستم می نویسم؛ در مورد کافرینی هم چون دوستش دارم و به این سبک زندگی می‌کنم، می‌نویسم و در نوشته‌های شخصی سعی می‌کنم سؤالات جدید ذهنم را بپرسم.

از لقمان حکیم پرسیدند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان. من هم اسم underflow را از این بابت انتخاب کردم که برای انسانِ طبعاً فراموشکار، که دائم به یادآوری و ذکر نیازمند است، یک تلنگر باشد که هر بار که اسمش را به یاد می‌آورد، از خودش بپرسد مبادا روحم در وضعیت underflow باشد.

این بود معرفی وبلاگ و برای معرفی خودم باید بگویم علی محمدقاسمی هستم، به شغل شریف توسعه دهندگی نرم افزار به سبکی کارآفرینانه مشغولم، متولد سال هفتاد شمسی و هم اکنون ساکن قم هستم. آمدنتان به آندرفلو را خوش آمد می‌گویم.